مرتضى مطهرى
53
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
دواى تلخ و بدمزه رنج مىبرد ، امّا به حكم عقل مصلحتانديش و با نيروى ارادهء حاكم بر ميلها ، دواى تلخ بدمزه را مىخورد . عقل و اراده هر اندازه نيرومندتر باشند فرمان خود را بهتر بر طبيعت - على رغم تمايلاتش - تحميل مىنمايند . انسان در فعّاليّتهاى تدبيرى خود همواره يك طرح و نقشه و يك تئورى را در مرحلهء عمل پياده مىكند . انسان هر اندازه از ناحيهء عقل و اراده تكامل تكامليافتهتر باشد ، فعّاليّتهايش بيشتر تدبيرى است تا التذاذى ، و هر اندازه به افق حيوانيّت نزديكتر باشد فعّاليّتهايش بيشتر التذاذى است تا تدبيرى ، زيرا فعّاليّت حيوان همه التذاذى است . در حيوان احيانا فعّاليّتهايى كه نشان مىدهد براى هدفها و نتيجههاى دوردست است ديده مىشود از قبيل لانه ساختنها ، مهاجرتها ، جفتگيريها و توليد نسلها ، ولى هيچ يك از آنها آگاهانه و از روى وقوف به هدف و از روى تفكّر براى پيدا كردن راه وصول و انتخاب وسيله صورت نمىگيرد ، بلكه با نوعى الهام جبرى و غريزى از ما وراء صورت مىگيرد . انسان از نظر فعّاليّتهاى تدبيرى تا آنجا دايرهء فعّاليّتش گسترش مىيابد كه فعّاليّتهاى التذاذىاش را هم در بر مىگيرد ، يعنى برنامهريزيهاى مصلحتى تا آنجا ممكن است به دقّت پىريزى شود كه لذّتها در كادر مصلحتها قرار گيرد و هر لذّتى در عين اينكه لذّت است مصلحت هم باشد و هر فعّاليّت طبيعى در همان حال كه پاسخگويى به دعوت طبيعت است اطاعت فرمان عقل نيز باشد . اگر فعّاليّت تدبيرى ، فعّاليّتهاى التذاذى را زير پوشش خود قرار دهد ، و اگر فعّاليّتهاى التذاذى ، بخشى از طرح كلّى و برنامهء عامّ تدبيرى زندگى قرار گيرد ، طبيعت با عقل و ميل با اراده انطباق مىيابند . فعّاليّت تدبيرى به حكم آنكه بر محور يك سلسله غايات و اهداف دوردست مىگردد ، خواه ناخواه نيازمند به طرح و برنامه و روش و انتخاب وسيله براى وصول به مقصد است ، و تا آنجا كه جنبهء فردى دارد - يعنى يك فرد خود براى خود تدبير مىكند - طرّاح و برنامهريز و تئوريسين و تعيين كنندهء راه و روش و وسيله ، عقل فردى است كه البتّه با ميزان معلومات و اطّلاعات و آموختهها و نيرومندى قضاوت او بستگى دارد . فعّاليّت تدبيرى فرضا به اوج كمال خود برسد ، براى انسانى شدن فعّاليّتهاى انسان كافى نيست . فعّاليّت تدبيرى انسان ، شرط لازم انسانيّت است ، زيرا نيمى از انسانيّت انسان را عقل و علم و آگاهى و تدبير او تشكيل مىدهد ، امّا شرط كافى